دوست ندارم اینجا تریبونی باشد برای غر زدن ، وقتی پست صبح را گذاشتم خودم از این همه گله گذاری ناراحت بودم اما واقعا ذهنم یارا نداشت ولی....
دیروز همین حدود برای مهمانی یکروزه از منزل خارج شدم و بنا به عادت هرچه دارودرخت در اطرافم بود چک کردم .
همسایه دیوار به دیوارمان درختچه شیطانی دارد که با گیاهان خواب آلود حیاط ما " دالی موشه " بازی می کند و من نمی دانستم چه درختچه ایی است و امروز ....
کلید که به در انداختم تمام وجودم از شعف به رقص در آمد باور نکردنی است ... باور نکردنی است همین نسیم نیم گرم بهاری در 24 ساعت درختچه شیطان را غرق در شکوفه کرد آنهم شکوفه های سپید سیب !![]()
پست صبح را حذف نکردم چون حذف را در هیچ چیز نمی پسندم اما بی رنگش کردم چون برایم بی رنگ شده ...
باور کردنی نیست در این زمان کوتاه جان آماده درخت به بار نشست ، روح من چه ؟ روح من هم پذیرای تغییر هست ؟
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت – از آن مِی که میباید – تهی ست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی بانسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ !
آنچنان برنامه ریزیها در اموراتمان ، دقیق ظریف ، اصیل و مبتنی بر حسابگری های همه جانبه است که عنقریب ، ازذوق قالب تهی می کنیم :
ثبت نام آزمون فراگیرکارشناسی ارشد از۲۶ /۱۲/۸۶ تا ۸/۱/۸۷
!!!!!!!
آقایان مفهوم آخرسال را می دانند ؟
آقایان مفهوم تعطیلات عید را می دانند ؟
آقایان می دانند که اگرچه ثبت نام اینتر نتی است اما باید جوشن بپوشیم و آخر سال به پستخانه برویم؟