تبليغاتX
An apple a day keeps the Dr away - برای دلهره نگاهت
سلام

سالی یکبار یادت می کنند ، هفت مهر ، اما آیا برایت کاری هم می کنند ؟ تو که قهرمان رویایی روزهای کودکی هستی به من بگو چرا در بزرگسالی کمتر کسی حاضر میشه کنارت باشه و احساس کنه قهرمانه...
امروز که از پارکینگ خارج می شدید ، تو ترافیک نگاهت رو دیدم ... نگاه دوستات رو هم دیدم و به تمام حرمتهای انسانی سوگند که دیدم نگاه تک تک شما سرشار از دلهره ایی بی ادعا و صمیمانه بود که طول و عرض ترافیک را سیر می کرد مطمئنم اگر صدای آژیر را قطع می کردی صدای تپش قلبت ....اما نه باور نمی کنم که حتی  صدای قلب مضطرب تو مسئولان بی خیال را بیدار کند!
آه ...تو که نصیبی از در آمد نداری ، کاش همیشه به موقع برسی که حداقل خستگی به تنت نماند!

روزی کنار ایستگاه شما بودیم عسل خاله ۴ ساله بود و شیفته خودرو امداد :

عسل خاله : ایجا کجاس ؟
من : ایستگاه امداد....
عسل خاله: واااااااااااااااایییی *پیتل(پیتر )  ... جینا...خاله.. خاله یه جمه ( جمله ) طوفانی (طولانی ) بگو زود تموم نشه! ایجا کجاس ؟
من : وقتی همه از آتش میگریزند من ، برای نجات تو به آتش می زنم**!
عسل خاله : [با نگاهی معصوم] یهنی سی؟ ( یعنی چی؟ )
...

* : شخصیت های سریال امداد
** : این جمله را کنار یکی از ایستگاهها ی آتش نشانی خوانده بودم.

+ نگارنده: شكوفه‌ی سيب | یکشنبه 29 اردیبهشت1387 ساعت 13:50  |